بویر سرگرمی دانشگاه سرگرمی بیا تو بخندیم

بویر: سرگرمی دانشگاه سرگرمی بیا تو بخندیم کارتون منتخب روز

گت بلاگز اخبار کنکور و دانشگاه جنبش دانشجویی به مثابه «موتور کوچک» تحولات اجتماعی و سیاسی

جنبش دانشجویی اگر در مقام همان «موتور کوچک» بخواهد تاثیرگذاری خود را حفظ کند، ناگزیر از آن است که با دیگر جنبش‌های اجتماعی و سیاسی نظیر جنبش زنان پیوند بخورد و

جنبش دانشجویی به مثابه «موتور کوچک» تحولات اجتماعی و سیاسی

جنبش دانشجویی به مثابه «موتور کوچک» تحولات اجتماعی و سیاسی

عبارات مهم : سیاسی

جنبش دانشجویی اگر در مقام همان «موتور کوچک» بخواهد تاثیرگذاری خود را حفظ کند، ناگزیر از آن است که با دیگر جنبش های اجتماعی و سیاسی نظیر جنبش زنان پیوند بخورد و در این مسیر نه ابزار دست دولت های متفاوت چه اصلاح طلب قرار گیرد و نه اصولگرا و اعتدالی. بقای جنبش دانشجویی نه در پیوند با دولت ها و تسامح با کرسی های قدرت، بلکه در حفظ روحیه نقادانه، پرسشگری، مطالبه گری و تلاش جهت اصلاح وضع موجود خواهد بود. با چنین رویکردی شاید بتوان همچنان به روشن بودن «موتور کوچک» تحولات اجتماعی و سیاسی امیدوار بود.

16 آذر با همه فراز و فرودهایش در طول این سال ها، همچنان به نام «روز دانشجو» ثبت شده است است تا یادبودی باشد جهت زنده نگه داشتن جنبش دانشجویی. هر چند همچنان بعضی لفظ «جنبش» را جهت آن درست نمی دانند آیا که جنبش ها را از حیث مولفه ها و شاخص ها، حرکتی شرکت یافته به صورتی آهسته و منسجم و مداوم تعریف می کنند؛ این در حالی است که کنشگرانِ «جنبش دانشجویی»، دانشجویانی هستند که در بازه زمانی کوتاهی در دانشگاه حضور دارند و بعد از آن هم وارد جامعه می شوند.

جنبش دانشجویی به مثابه «موتور کوچک» تحولات اجتماعی و سیاسی

از سوی دیگر اگر چیزی به اسم جنبش دانشجویی به رسمیت آشنا شود، مهمترین مقطع تاثیرگذاری اش را می توان به دهه های 60 و 70 میلادی منتسب دانست که خاستگاه کارگری جنبش های اجتماعی با ایده های مارکسیستی، با چالش روبرو شده است بود؛ علت آن هم بورژوایی شدن جنبش های کارگری در آن مقطع زمانی بود؛ مقطعی که وارونگی ایده های مارکسیستی به دست استالین، عملا مسیر انقلاب اکتبر را منحرف کرده بود؛ در چنین وضعیتی جنبش های دانشجویی متاثر از چپ فرهنگی و مشخصا مکتب فرانکفورت، در تحولات سیاسی و اجتماعی نقش آفرین بودند. شاید جدی ترین اتفاقی که از دل چنین جنبشی در تاریخ ثبت شد، می 68 فرانسه باشد؛ هر چند می 68 عملا به شکست انجامید ولی بعد از آن، مردم دیگر حاضر به پذیرش هنجارهای قبلی جامعه نبودند و این خود به تنهایی دستاورد مهمی محسوب می شد.

این اتفاق ها در زمانه ای بود که بخشی از نخبگان و گروه های کوچک توانسته بودند به موفقیت هایی دست پیدا کنند؛ موفقیت هایی نظیر آنچه در کوبا اتفاق افتاد و به سرنگونی دیکتاتوری باتیستا منجر شد. در چنین مقطعی از جنبش دانشجویی به عنوان «موتور کوچک» یاد می شد که می توانست در تحولات اجتماعی و سیاسی نقش مهمی ایفا کند. ولی شاید بعد از آن مقطع تاریخی، نام بردن از جنبشی مستقل به عنوان جنبش دانشجویی چندان راحت به نظر نمی رسد و هر آنچه هست، یادآوری اسطوره هایی از وقت های دور است.

جنبش دانشجویی اگر در مقام همان «موتور کوچک» بخواهد تاثیرگذاری خود را حفظ کند، ناگزیر از آن است که با دیگر جنبش‌های اجتماعی و سیاسی نظیر جنبش زنان پیوند بخورد و

در کشور عزیزمان ایران نیز چنین روندی کم و بیش اتفاق افتاد و حالا 16 آذر هم خود را وام دار مقطعی تاریخی می داند که دانشجویان در برابر فضای بسته روزهای بعد از کودتای 28 مرداد ایستادند؛ حرکت آن ها در مقام سیاست عملی به شکست انجامید و تنها خون دانشجویان را در دانشگاه بر زمین ریخت؛ ولی اسطوره آن سال با کلیدواژه «سه آذر اهورایی» بر حافظه جمعی دانشجویان ثبت شد.

همین اسطوره توانست پیشرانه ای موثر جهت «موتور کوچک» جنبش دانشجویی باشد تا در سال های بعد همواره تلاش کند در تحولات اجتماعی و سیاسی نقشی تاثیرگذار داشته باشد. هر چند این تاثیرگذاری در سال های اخیر تنها به مقاطع انتخاباتی تقلیل پیدا کرده و بعد از آن، تنها 16 آذر هر سال یادبودی برگزار می شود و تا یک سال بعد هم دیگر خبری از جنبش دانشجویی نیست.

اما پرسش اینجاست که اگر جنبش دانشجویی -با فرض آنکه با همان تعاریف کلاسیک- وجود داشته باشد در مقطع کنونی چه وظیفه ای بر دوش دارد؟ آیا در دورانی که این جنبش در ایران، رویدادهایی نظیر 18 تیر 78، حوادث سال های 82، اتفاقات بعد از انتخابات 88 و دوران سرخوردگی هشت ساله در دولت احمدی نژاد را پشت سر گذاشته، حالا راه دیگری را در پیش گرفته است؟ راهی که شاید بعد از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، به عقلانیت و بلوغ تعبیر شود؟ در چنین مسیری شاید عده ای تسامح با بعضی جریان ها و رویکردهای سیاسی را به منزله حرکت بر مسیر عقلانیت بدانند و از این رهگذر جنبش دانشجویی را با تعابیری نظیر «عبور از کنش های هیجانی و رویایی» مورد تحسین قرار دهند.

جنبش دانشجویی به مثابه «موتور کوچک» تحولات اجتماعی و سیاسی

ولی مسئله مهمتر شاید آنجایی است که حد و مرز این تسامح را نادیده بگیریم. اگر تسامحی همگام با روی کار آمدن دولت های متفاوت با رویکرد حفظ وضع موجود و دوری از اعتراض های نقادانه جهت بهتر شدن اوضاع در دستور کار مهم جنبش دانشجویی قرار گیرد، دست کم نمی توان به اصلاح روزهای آینده امیدوار بود آیا که به تعبیر مارکوزه این تسامح به آن دسته از سیاست ها، اوضاع، شرایط و شیوه های رفتاری بسط می یابد که در اصل نباید با آن ها تسامح و مدارا کرد چون وقت ها و بخت های آفریدن موجودیتی عاری از وحشت و بد بختی را، اگر از بین نبرند، سد می کنند.

با چنین تفاسیری، جنبش دانشجویی اگر در مقام همان «موتور کوچک» بخواهد تاثیرگذاری خود را حفظ کند، ناگزیر از آن است که با دیگر جنبش های اجتماعی و سیاسی نظیر جنبش زنان پیوند بخورد و در این مسیر نه ابزار دست دولت های متفاوت چه اصلاح طلب قرار گیرد و نه اصولگرا و اعتدالی. بقای جنبش دانشجویی نه در پیوند با دولت ها و تسامح با کرسی های قدرت، بلکه در حفظ روحیه نقادانه، پرسشگری، مطالبه گری و تلاش جهت اصلاح وضع موجود خواهد بود. با چنین رویکردی شاید بتوان همچنان به روشن بودن «موتور کوچک» تحولات اجتماعی و سیاسی امیدوار بود.

جنبش دانشجویی اگر در مقام همان «موتور کوچک» بخواهد تاثیرگذاری خود را حفظ کند، ناگزیر از آن است که با دیگر جنبش‌های اجتماعی و سیاسی نظیر جنبش زنان پیوند بخورد و

اعتمادآنلاین

واژه های کلیدی: سیاسی | موتور | اصلاح طلب | تاثیرگذاری | اخبار کنکور و دانشگاه


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz